تبلیغات
شعرا و نویسنده گان - بیـــــــــــــــــــــــدل

شعرا و نویسنده گان
 

-      ابوالمعانی میرزا عبدالقادر

بیـــــــــــــــــــــــدل

نامش عبدالقادر،تخلصش بیدل،لقبش ابوالمعانی و نام پدرش عبدالخالق است.از قوم ارلاس یا برلاس قبیلۀ مغولی میباشد.

درسال1054 ه ق متولد گردیده ،هنوز علوم درسی را تا کافیه که متنی معتبر در نحو است به پایان نرسانیده بود که به قول خودش به مطالعه در دبستان کاینات پرداخته و شاگرد فطرت گردیده است.

در سبک هندی اسلوبی دارد که خودش استاد و موجد آنست.

شاعرگران مایه ،عارفی بزرگ و متفکری کم نظیر است.شماره اشعارش را نود هزار بیت شمرده اند.غزل،قصیده،مثنوی،رباعی و مخمس دارد.عرفان،طورمعرفت،طلسم حیرت،محیط اعظم،تنبیه المهوسین از مثنویات اوست و کتاب چارعنصر،رقعات و نکات از آثار منثور اوست . نثرش مصنوع و مسجع و دانستن آن محتاج به تاَمل و موشگافیست.

در اشعارس نیز به طور عموم مطالبی هست که گاهی از فهم عوام بالاتر شمرده میشود و این صعوبت فهم بیشتر مربوط به مباحث غامضۀ عرفانی و فلسفیست که در اشعار خود جاداده و آوردن استعارات بدیع و ایجازیست که طبع توانا و سحر کاروی پدید آورده است .در غزلیات وی اندیشه های بس لطیف و زیبا و عمیق موجود است که دراین فن ودیگری با وی برابری نمی تواند.

درماه صفرسال1133 در دهلی وفات یافت.جملۀ "میرزا بیدل از دنیا رفت"سال وفات اوست.

نمونه کلام :

غــــــــــزل

فریبم میدهد،آسوده گی ای شوق تدبیری

به زنگ غنچه خوابی دیده ام ،ای صبح تعبیری

ندانم دل اسیرکیست،اما اینقدر دانم

که در گرد نفس پیچیده است،آواز زنجیری

دل غافل به خاک تیره برد آخرشکست خود

غباری زندگی هم بود اگر میکرد تعمیری

محبت از مزاج عشق بازان کینه نپسندد

پر پروانه ممکن نیست گردد زینت تیری

نماز بیخودی تکلیف ارکان برنمی دارد

چو خون بسمیلم یک سجدۀ شوق زمین گیری

من و مشق ندامت ها که که چون مژگان قربانی

نشد ظاهر زچندین خامه ام یک اشک تحریری

شب مهتاب ذوق گریه دارد فیض ها بیدل

کدامین بیخبر روغن نخواهد از چنین شیری؟.





نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 اسفند 1389 توسط agbar shirzad

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ