تبلیغات
شعرا و نویسنده گان - شهریار_محمد حسین

شعرا و نویسنده گان
 

ازتو بگذشتم و بگذاشتمت با دیگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب از سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو باما کردی

تو بمان و دگران،وای به حال دگران

می روم تاکه به صاحبنظری باز رسم

محرم ما نبود دیده کوته نظران

شهریار_محمد حسین(1367-1258ش)

سید محمد حسین بهجت تیریزی متخلص به شهریار،به سال1285ه ش در تبریز متولد شد و تحت سرپرستی پدر فاضل و ادبیش پرورش یافت.او ایام کودکی خود را که مصادف به انقلاب مشروطه بود، در تبزیز در قریه خشکناب سپری کرد و تحصیلات خود را با آموختن گلستان و نصاب نزد پدر آغاز کرد.سپس به تهران عزیمت کرد و مدرسه دارالقنون را به پایان رسانید و درسال1303 ه ش وارد دانشکده طب شد؛اما پس از 5سال دانشکده را ترک گفت و به دیاریبریز بازگشت.استاد شهریاردرسال1308 در28 سالگی نخستین مجموعه شعرش را به نشر رسانید.وی در اشعار خود«بهجت» تخلص می کرد اما بعداُ نام «شهریار»رابه عنوان تخلص و نام خانوادگی انتخاب کرد.

شهریار بی گمان درشاعری استعداد درخشان داشت.درسراسر اشعار وی روحی حساس و شاعرانه موج میزندکه بربال تخیلی پوینده و آفریننده در پرواز است و شعر او در هر زمینه که باشداز این و یژگی بهرمند است.به تجدّد و نو آوری گرایشی محسوس دارد .شعر هائی که برای نیما و به یاد او سروده و دگرگونی هایی که در برخی از اشعار خود در قالب و طرز تعبیر و زبان شعر به کار برده حتی تقاوت صور خیال و برداشتها در قالب سنتی و بسیاری  جلوه های دیگرحاکی از طبع آمائی ها دراین زمینه و تجربه های متهدد او ست.

با همۀ انس با شعر استادان پیشین بخصوص سعدی و حافظ،آزادی که وی در زبان شعر به کار برده حاکی از آن است که به اسلوب پیشینیان پاینده نمانده و خواسته است از همۀ امکانات و توانایی های زبان بهره جوید تا بتواند به آسانی و روانی آنچه د رضمیر دارد به قلم بیاورد.

این نوع آزادی به حد و حصر در زبان و ژکان شعر و آوردن هر نوع مضمون موجب شده که بسیاری الفاظ و ترکیبات و مضامین عادی و نامانوس در شعر او راه یابدو گاه ناهماهنگی در بافت سخن پدید آورده که به حق مورد ایران سخن سنجان و فع شده است.

شهریار در زمینه های گوناگون به شیوه  های متنوع شعر گفته است.شعر هایی که موضوعات میهنی ، اجتماعی،تاریخی،مذهبی و وقایع عصری سروده نیز کم نیست.برخی از آنها هم مشهور است،نظیر اشعار:به پیشگاه آذربایجان عزیزم ،مهمان شهریور،توحید،دم بزن ای زن،آذربایجان،مناجات،فرهنگ ما،صدای خدا  و بسیاری دیگر...

علاوه براشعار فارسی مجموعه از اشعار محلی او نیز در دست است که منظومه «حیدربابا»معروف ترین آنهاست و تقریبا به 80 زبان دنیا ترجمه و شرح شده است.

شهریار شاعری است نامور و پراثر که گزیدۀ آثار او نیز کافی است جایگاه وی را در شعر فارسی معاصر معتیر و والا گرداند.با همۀ گوشه گیری و انزوایی که شهریار داشت،نهادهای فرهنگی،در ادوار مختلف به گرامیداشت او توجه داشتند.

سراانجام این شاعر بزرگ در روز یکشنبه 27 شهریور1367در گذشت و در مقبرةالشعراء تیریز به خاک سپرده شد.

در فراق یار

برو ای ترک!که ترک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که درپای تو من سر کردم

عهدو پیمان تو باما و وفا با دگران

ساده دل من،که فسم های تو باور کردم

تو شدی همسراغیار و من از یارودیار

گشتم آواره و ترک سرو همسرکردم

زیرسربالش دیباست تورا،کی دانی

که من از خار و خس بادیه بسترکردم؟

درو دیوار به حال دل من زار گریست

هرکجا ناله ناکامی خویش سرکردم

در غمت داغ پدر دیدم و چون درَیتیم

اشک ریزان هوس دامن مادر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در

دیده را حلقه صفت دوخته بر در کردم

«شهریارا»به جفاکرده چو خاکم پامال

آنکه من خاک رهش را به سرافسرکردم .

جهان کذران

ازتو بگذشتم و بگذاشتمت با دیگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب از سرنگران

ما گذشتیم و گذشت آنچه تو باما کردی

تو بمان و دگران،وای به حال دگران

می روم تاکه به صاحبنظری باز رسم

محرم ما نبود دیدۀ کوته نظران

دل چو آیینه اهل صفا می شکنند

که زخود بی خبرنداین زخدا بی خبران

دل من دار که در زلف شکن در شکنت

یادگاریست زسرحلقۀ شوریده سران

گل این باغ بجز حسرت و داغم نفزود

لاله رویا!تو ببخشای به خونین جگران

ره بیداد گران بخت من آموخت تورا

ورنه دانم تو کجا و ره بیدادگران

سهل باشد باهمه بگذاشتن و بگذشتن

کاین بود عاقبت کار جهان گذران

«شهریارا!» غم آواره گی و در بدری

شورها دردلم انگیخته چون نو سفران..





نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 اسفند 1389 توسط agbar shirzad

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ