تبلیغات
شعرا و نویسنده گان - ادیب الممالک فراهانی

شعرا و نویسنده گان
 

ادیب الممالک فراهانی

افسوس که این مزرعه را آب گرفته

دهقان مصیبت زده را خواب گرفته

خون دل ما رنگ می ناب گرفته

وز سوزش تب پیکر ما تاب گرفته

رخسار هنرگونه مهتاب گرفته

چشمان خرد پرده ز خون آب گرفته

میرزا محمد صادق امیری فرزند میرزا حسین و نوۀ میرزا معصوم متخلص به «محیط»(برادر میرزا عبدالقادر قائم وزیر معروف محمد شاه )در روز پنج شنبه محرم سال 1277 ه ق در قریه گازران ، از توابع اراک بدنیا امد .وی 15 ساله بود که پدرش را از دست داد و به جهت مشکلات مادی و تعدیات شاهزاده عبدالحمید ، حکمران اراک،درسال1293هق به تهران آمد و بعد از چندی به دستگاه شاهزاده طهماسب موَیدالدوله راه یافت و با حسن علی خان امیر نظام را گروسی ، که در آن زمان وزیر فوائد عامه بود ،آشنا شد و به مناسبت نام او تخلص خود را از «پروانه»به«امیری»تغییر داد.درسال1309هق به همراه وی به کرمانشاه رفت و تا سال 1313 در آنجا اقامت کرد . وس سپس به تهران آمد و در سال1314  منصوب شده بود به تبریز رفت.

«امیری»درسال1316 درتبریز روزنامه «ادیب»را منتشر کرد و درسال1318از تبریز به قفقاز و از آنجا به خوارزم رفت و پس از چندی مه مشهد آمد و تاسال 1320 ق به انتشار روز نامه «ادیب»ادامه داد:وی سپس به تهران مراجعت کرد و درسالهای 1321و1322 به عنوان یکی از اعضای تحریر روزنامه «ایران سلطانی»به کاردرآن روزنامه پرداخت.

امیری درشعبان 1324 پس از گشایش مجلس شورای ملی ، سردبیری روزنامه َ«مجلس»راکه میرزا محمد صادق طباطبائی تاسیس کرده بود ، به عهده گرفت .با شروع استبداد صغیر از تهران خارج شد اما درال 1327 به همرای مجاهدان در فتح تهران فعالانه شرکت کرد و چندی بعد به خدمت وزارت عدلیه درآمد ، و حملات او انتقاد به ادارات و روسای عدلیه از همین تاریخ شروع شد.

امیری سرانجام در28 دبیع الثانی1335 قمری در58 سالگی در گذشت و درحضرت عبدالعظیم در حجره میرزا عبدالحسن خان قائم مقام مدفون گردید.

امیری در انواع نظم شعری(بجز غزل که درآن توفیق نیافته بود )به خصوص در فصیده و فطعه بسیار توانابود.در شیوه سخن سرائی ،پیرو استادان قدیم و در دورۀ تجدید حیات ادبی که از نشاط اصفهانی و صیای کاشانی آغاز و به خود او ختم شده،همطر از قاآنی و سروش بوده

وی به قصیده سرائی چنان است که حتی بعد از انقلاب مشروطیت ،مضامین سیاسی و اجتماعی را در قالب قصیده بیان کرده است.او درین دوره بیشتر به روزنامه نگاری پرداخته ، مردی آزادیخواه و متجدد بود،نهضت مشروطه را می ستاید،از گشایش مجلس استقبال و از نظام استبدادی گذشته انتقاد می کند ، می کوشید افکار وطن خواهی را در ملت رسوخ دهد و با شور و احساسات از وضع رقت بار دهقانان ایران سخن گوید،ولی گوئی پیکره و ساختار شعری او گونه ای است که آمادگی و تحلیل معانی و مضامین جدید ندارد.

ادیب الممالک مردی است به تمام معنی ادیب که در لغت فارسی و تازی تبحر فوق العاده دارد و برادب و تواریح وفصص و روایات عرب و عجم مسلط است ، ولی همین احاطه بر لغت عرب و تبحر در دانشهای مختلف که قدما دانستن آنها را برای ادبا لازم می شمردند و مخصوصا شیفتگی او به لغات ساختگی دساتیر که آنها را چزو معلومات خود شمرده و با تکلیف زیاد در اشعار خود به کار بسته ، نه تنها قصاید و مدایح بلکه اشعار سیاسی او را نیز از دسترس فهم عامه خارج ساخته است، با این همه ادیب الممالک در سرودن اشعار وطنی و سیاسی و اجتماعی و آوردن تمثیلات وحکایاتی که مبتنی بر افکار انتقادی و اصلاحی باشد،از نخستین گوینده گان عصر حاضر است.

دانائی و تدبیر

دانائی و تدبیر زانفاق و کرم به

انفاق و کرم نیز زدینار و درم به

تانیک ببخشند و بپوشند و نیوشند

دینار و درم در کف اصحاب کرم به

شمشیر و قلم حامی ملکند به تحقیق

اما دل بیدا ز شمشیر و قلم به

در مذهب من ساده دروغی به سزاوار

زان راست که باور نشود جز به قسم به

دستی که پی آز و طمع تیغ ستم آخت

گز زانکه ببرند ب شمشیر ستم به

انگشت خموشی به لب خویش نهادن

از آنکه بخائی به لب انگشت ندم به

در محضر ارباب هنر همچون «امیری»

گر هیچ نگونی سخن از لا  و نعم به .

 





نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 بهمن 1389 توسط agbar shirzad

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
قالب وبلاگ